تبليغاتX
خودم ، بی نقاب : وبنوشته های اغلن

کشیدن بردنم
یه جای خلوتی،
پرسیدن: «ــ به نژاد والای سفید
ایمون داری؟»

گفتم: «ــ ارباب جون
اگه راستشو بخواین
همین قدر که ولم کنین
حاضرم به هرچی صلاح بدونین ایمون بیارم

مرد سفید دراومد که: «ــ آخه پسر
چه جوری همچین چیزی ممکنه؟
ولت کنم
که بزنی منو بکشی
اون وخ زدن تو سرم و
انداختنم زمین،
بعد، رو خاکا
حسابی لگدمالم کردن.

یکی‌شون با لاف و گزاف گفت: «ــ کاکا
راست تو چشای من نگاه کن و
بم بگو که
به نژاد شریف ما ایمون داری

(لنگستون هیوز)

نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:16  توسط اُغلُن  | 

تعریف شغل (تبصره2 قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل):

منظور از شغل عبارت است از وظایف مستمر مربوط به پست ثابت سازمانی یا شغل و پستی که بطور تمام وقت انجام شود.

 

صدر اصل یکصد و چهل و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

رئیس جمهور ، معاونان رئیس جمهور،وزیران و کارمندان دولت نمی توانند بیش از یک شغل دولتی داشته باشند و داشتن هر نوع شغل دیگر در موسساتی که تمام یا قسمتی از سرمایه آن متعلق به دولت یا موسسات عمومی است...ممنوع است.

 

مصوبه مجلس شورای اسلامی(18فروردین87):

مجلس شوراي اسلامي ايران در اولين جلسه كاري خود در سال  جدید در 18فروردین1387 طرحي يك فوريتي را تصويب كرد كه به موجب آن عضويت اشخاص شاغل در هر يك از قواي سه گانه را به عنوان حقوقدان در شوراي نگهبان ممنوع کرد.اين طرح به عنوان تبصره اي به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل مصوب سال 1373، تقديم مجلس شده بود. كليات اين طرح با 184راي موافق، 13راي مخالف، 3 راي ممتنع از مجموع 211نماينده حاضر تصويب شد.جزييات طرح يك فوريتي الحاق يك تبصره به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل نيز با 178راي موافق، 10راي مخالف و 6راي ممتنع از مجموع 210نماينده حاضر به تصويب نهايي رسيد. با تصويب نمايندگان مجلس و بر اساس ماده واحده اين طرح، عضويت تمامي اشخاص شاغل در هر يك از قواي سه گانه و موسسات دولتي يا وابسته به دولت كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام يا تصريح نام بوده و به هر مقدار از بودجه كل كشور استفاده مي كنند، در شوراي نگهبان به عنوان حقوقدان ممنوع است.يك فوريت اين طرح 28مردادماه سال گذشته در مجلس تصويب شده بود، اين طرح در حالي در مجلس تصويب شد كه كليات آن در كميسيون اجتماعي كه كميسيون تخصصي بررسي كننده آن بود، رد شده بود. اين ممنوعيت شامل اعضاي كنوني شوراي نگهبان كه قبل از اين قانون انتخاب شده اند نيز مي‌شود و چنانچه طي يك ماه پس از تصويب اين قانون استعفا ندهند از عضويت در شوراي نگهبان مستعفي شناخته مي شوند.

در حال حاضر دو حقوقدان شوراي نگهبان، غلامحسين الهام و ابراهيم عزيزي، مشاغل دولتي نيز دارند. آقاي الهام سخنگوي دولت، وزير دادگستري و رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز است و آقاي عزيزي معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور است.

 

نامه غلامحسین الهام به رئیس جمهور (خبرگزاری فارس/28فروردین87):

بسم الله الرحمن الرحيم

«الولايات مضامير الرجال»

حكومت ميدان مسابقه مردان ا‌ست

نهج‌البلاغه ـ حكمت 441

 

جناب آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد

رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران

چنان‌كه استحضار داريد اينجانب در تاريخ 7/4/83 با اكثريت مطلق آراي نمايندگان مجلس هفتم به عنوان حقوقدان شوراي نگهبان منصوب شده و در تاريخ 25/11/85 از همين مجلس و در عين عضويت در شوراي نگهبان به عنوان وزير داگستري رأي اعتماد گرفته‌ام.

بلافاصله بعد از اخذ رأي اعتماد براي پاسخ به پرسش يكي از نمايندگان به كميسيون قضايي مجلس احضار و در مورد عضويت همزمان در دولت و شوراي نگهبان بر مبناي اصل 141 قانون اساسي مورد سؤال قرار گرفتم. پاسخ اينجانب به سؤالي كه مرتبط با وظايف وزير دادگستري نبود، مورد تأييد اكثريت قاطع اعضاي كميسيون واقع شد.

حافظه ملت ايران گواهي مي‌دهد كه در طول قريب سي سال نظام جمهوري اسلامي، پيوسته حقوقدانان شوراي نگهبان در قوه مجريه يا قضائيه، در سطوح عالي مديريتي از وزارت، معاون اول، معاون نخست‌وزير، مشاور رئيس‌جمهور، معاون رئيس قوه قضائيه، مشاور قوه قضائيه، قاضي عالي‌رتبه و امثال آن، همزمان عضويت داشته‌اند و اين امر در مورد همه حقوقدانان در طول اين مدت بلااستثنا صادق بوده است و تا كنون ترديد و يا تشكيكي در مغايرت اين امر با اصل 141 قانون اساسي وجود نداشته است.

مع‌الوصف بعد از انتصاب اينجانب به وزارت دادگستري و به ويژه انجام وظيفه به عنوان سخنگوي دولت، انتقاد و يا تبليغات مخرب از سوي رسانه‌هاي منتقد و مخالف دولت، صدا و سيماي جمهوري اسلامي و برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي اوج گرفت، به خصوص تبليغات صدا و سيما شبهات فراواني در اذهان ايجاد كرد، به نحوي كه مجلس در مورد اينجانب مبادرت به وضع قانون نمود و سيماي جمهوري اسلامي بر اين شأن تصويب، تصريح كرد.

نسبت اينجانب با دولت كريمه و خدمتگزار، نسبتي اعتقادي است. حمايت و محبوبيت وسيع مردمي جناب‌عالي متكي بر گفتمان شماست كه گفتمان امام راحل (ره) و احياي آرمان‌هاي بلند انقلاب اسلامي به ويژه عدالت است.

حمايت مقام معظم رهبري مدظله از اين گفتمان، قوي‌ترين و بي‌سابقه‌ترين حمايت گفتماني و فكري نسبت به همه دولت‌ها،‌تا كنون است. اين امر مسئوليت همگان را ‌در تقويت و حمايت اين دولت مضاعف مي‌كند. روحيه استكبارستيزي، ‌حق جويي و عدالت‌خواهي توحيد محور، شجاعت و صراحت، منطق و استدلال، ‌از جنابعالي به عنوان نماينده ملت بزرگ و عظيم ايران اسلامي،‌ چهره‌اي محبوب و با نفوذ در عرصه جهاني ساخته كه موجب عزت و سربلندي تاريخي كشوري است كه نظام آن وديعه امام راحل و مبتني بر خون پاك هزاران شهيد مخلص است.

اينجانب حمايت و هر نوع تلاش براي ترويج و بسط و تحكيم چنين آرماني الهي و اسلامي را براي خود افتخار و آن را جهادي عقيدتي مي‌دانم كه در برابر اين عظمت «سر و جان را نتوان گفت كه مقداري هست».

اين موضوع اختصاص به حضور در دولت و مسئوليتي كه جز امانت و ميدان آزمون آدميان نيست، ‌ندارد. در هر جا و با هر امكاني خود را سرباز عقيدتي چنين جبهه‌اي مي‌دانم.

اينك كه اين مصوبه از تصويب مجلس گذشته، اگر چه هنوز، نظر شوراي نگهبان در مورد آن اعلام نشده،‌ به اين منظور كه رويه سي ساله كه هيچگاه بر آن خدشه نشده، ‌شكسته نشود و شايد با كناره‌گيري اينجانب از مسئوليت‌هاي دولتي مجلس محترم از صرف وقت فراوان در بهم زدن معيار‌هاي تثبيت‌شده، ‌منصرف شود، ‌آمادگي خود را براي كناره‌گيري از مسئوليت‌هاي دولتي اعلام مي‌دارم. از خداوند متعال توفيق پايداري بر مباني اسلام ناب محمدي (ص) و حركت در خط امام و رهبري و حسن عاقبت مسألت دارم.

دوام عزت و پايداري و توفيق شما را در خدمت، از حضرت احديت آرزومنديم.

 

غلامحسين الهام

وزير دادگستري و سخنگوي دولت

 

نظریه شورای نگهبان در مورد مصوبه مجلس:

سخنگوي شوراي نگهبان گفت: «طرح الحاق يك تبصره به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل مصوب 1373» مغاير با قانون اساسي و داراي ابهام است.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني شوراي نگهبان، دكتر كدخدايي در نشست خبري خود با اصحاب رسانه‌ها تصريح كرد: اين مصوبه كه در جلسه مورخ 18فروردين ماه 1387 مجلس شوراي اسلامي تصويب شده بود، در جلسه مورخ چهارم ارديبهشت1387 شوراي نگهبان مورد بحث و بررسي قرار گرفت و اين شورا ايرادهاي زير را در اين طرح تشخيص داد:
1- صدر تبصره الحاقي مغاير اصول 91 و 141 قانون اساسي شناخته شد و همچنين قسمت اخير تبصره الحاقي در خصوص اعضاء كنوني شورا مغاير اصل 91 قانون اساسي است.
2- از جهت اينكه آيا ممنوعيت مزبور شامل مشاغل آموزشي هم مي‌گردد يا خير ابهام دارد پس از رفع اظهار نظر خواهد شد.

 

 

جواب نامه الهام از جانب رئیس جمهور(خبرگزاری فارس/21اردیبهشت87):

بسمه تعالي
برادر خوبم جناب آقاي دكتر الهام
وزير محترم دادگستري
نامه شفاف و گوياي شما را دريافت كردم،‌ يك بار ديگر شما را به عهدي كه بسته‌ايم توجه مي‌‌دهم. قرار بود در راه خدمت به مردم و اصلاح اساسي امور و پيگيري اهداف بلند، ‌مقاوم و صبور باشيم. بديهي است هر چه جلوتر مي‌رويم فشار‌هاو بي انصافي‌هاي برخي بيشتر مي شود و شما بايد تحمل كنيد. يادتان بيايد بر بزرگان ما در همين دوران انقلاب از سوي خودخواهان و مخالفين عدالت و پاكي چه آورده اند .
ياد مرحوم شهيد بهشتي و ياد شهيدان رجايي و باهنر و ديگران آرامش بخش است . بالاتر ، ما بايد همواره غصه اهل بيت (عليهم السلام ) را بخوريم و غريبي امام عصر(عجل الله) را در خاطر داشته باشيم .
چه بسيار مدعيان ارزش ها و حتي دين داري كه در وقت آزمايش، دنيا طلبان حرفه اي و خودخواهان غرق شده در دنياي آرزوهاي كوچك مادي، از كار در مي آيند .
يادتان باشد امسال سال سخت تري است، از يك سو بايد تلاش ها ثمر دهد، ‌شكوفا شود و در خدمت مردم و كشور قرار گيرد و از سوي ديگر هجوم خود خواهي‌ها و قدرت طلبي ها و مانع ساختن‌ها در راه است ، رمز موفقيت در راه كمال و حضور در دولت عشق و مهرورزي ، توكل و تحمل است .
اينجانب به اخلاص و فداكاري و اهتمام شما در راه خدمت به بي منت به ملت بزرگ ايران واقفم و شما را برادري دلسوز و پرتلاش مي دانم كه در راه خدمتگزاري شب از روز و سر از پا نمي شناسيد.
ملت بزرگ نيز نشان داده‌اند كه قدردان و قدر شناس‌اند و صد البته اگر جمعي را كمر بسته خدمت صادقانه بيابند، از اشتباهانت اندك آنان در مي گذرند و از آنان حمايت حواهند كرد. پس اي برادر توكل كن و تحمل.

 

تهیه و تنظیم : اُغــلـُن-24اردیبهشت87

http://fekrestan.blogfa.com

 

منابع مورد استفاده :

-          قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

-          حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران)جلد 2-دکتر سیدمحمد هاشمی-تابستان86)

-          خبرگزاری فارس

-          وبسایت شورای نگهبان

-          وبسایت فارسی BBC

 

 

 

 

نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط اُغلُن  | 

آمدنش را منتظرند

آن را که پاک است و پاک خواهد کرد با شمشیر دنیا را

تا ظلم و تباهی را

                      از ریشه برون آرد با زور

 

 

همواره به هم می بافند

این چنین دور

             که از عقل معاش است یقین

دگران هم

             چون طوطی ِپرکنده ِخاکستری ِجار همان را گویند

شاید از آنکه نگویند چنین می ترسند.

 

 

من هیچ نمی گویم با کس

حرف من در دل من می ماند

حرف من فکر من است:

« یک کسی می آید

               با سلاحی در سر

                            تا کُشد هر کس را

هر کسی مرد حیاتی یابد

که حیاتش رنگ آبی بدهد دنیا را

 

 

منتهی این بار

نشاید که گذارد به کنار

                        این سلاح قَدَرَش را

که اگر راه چنین رفت

رفتنش در عمق زمان خواهد بود

                                     صد آه و هزار افسوس ».

 

اُغلُن-1۷/2/87

 

 

نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:4  توسط اُغلُن  | 

من می دانم و شاید شما خیلی بهتر از من بدانید که شادی و غم در زندگی ملازم یکدیگرند و زندگی سراسر غم نیست و سراسر شادی هم نخواهد بود و اگر بود بسیار زشت می شد. اگر قرار بود زندگی برای عده ای سراسر خوشی باشد آنها هیچ وقت معنای خوشی و شادی را درک نمی کردند چراکه خوشی وقتی معنا می یابد که غم و اندوهی وجود داشته باشد و خوشی و شادی آن است که انسان بداند که این لذت همیشگی نیست و سعی کند آن را غنیمت شمارد و به بهترین نحو استفاده کند؛ یا اگر قرار بود زندگی کلاً غم زده باشد هیچ دلیلی برای زندگی نمی ماند زیرا دلیل زندگی انسان، امید به خوشی هایی است که می داند روزی طعمش را خواهد چشید. ذات دنیای ما طوریست که شادی و غمش را به همه عرضه می کند و فکر می کنم بنّای این بنا عدالت را خوب رعایت کرده است و شاید شایسته باشد که به زندگی در این چنین دنیایی افتخار کنیم و تفکر گِله کردن از اجرای عدل را کنار گذاشته، شکر مخلوق خالقی عادل بودن را نمائیم.

اُغـلُن-11/اردیبهشت/1387

نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:32  توسط اُغلُن  | 

او را به رويای بخارآلود و گنگ ِ شام‌گاهي دور، گويا ديده بودم من ...

لالايی گرم ِ خطوط ِ پيکرش در نعره‌های دوردست و سرد ِ مه گم بود.

لبخند ِ بي‌رنگ‌اش به موجي خسته مي‌مانست; در هذيان ِ شيرين‌اش ز دردي گنگ مي‌زد گوييا لبخند ...


هر ذره چشمي شد وجودم تا نگاه‌اش کردم، از اعماق ِ نوميدي صدايش کردم:

                                                                   «ــ اي پيدای دور از چشم!
«ديري‌ست تا من مي‌چشَم رنجاب ِ تلخ ِ انتظارت را
«رويای عشق‌ات را، در اين گودال ِ تاريک، آفتاب ِ واقعيت کن!»


وآن دَم که چشمان‌اش، در آن خاموش، بر چشمان ِ من لغزيد
در قعر ِ ترديد اين‌چنين با خويشتن گفتم:

«ــ آيا نگاه‌اش پاسخ ِ پُرآفتاب ِ خواهش ِ تاريک ِ قلب ِ يأس‌بارم نيست؟ 
«آيا نگاه ِ او همان موسيقي‌گرمي که من احساس ِ آن را در هزاران خواهش ِ 
                                                                 پُردرد دارم، نيست؟
«نه!
«من نقش ِ خام ِ آرزوهای نهان را در نگاه‌ام مي‌دهم تصوير!»


آن‌گاه نوميد، از فروترجای قلب ِ ياءس‌بار ِ خويش کردم بانگ باز از دور:
                                              
                                               «ــ اي پيدای دور از چشم!...»


او، لب ز لب بگشود و چيزي گفت پاسخ را
اما صدايش با صدای عشق‌های دور ِ از کف رفته مي‌مانست...


لالايی گرم ِ خطوط ِ پيکرش، از تاروپود ِ محو ِ مه پوشيد پيراهن.
گويا به رويای بخارآلود و گنگ ِ شام‌گاهي دور او را ديده بودم من...

(الف.بامداد)

نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:39  توسط اُغلُن  | 

یک باور غلطی که منِ وبلاگنویس دارم این است که وقتی میخواهم مطلبی را برای وبلاگم آماده کنم ،با هزاران ذوق و شوق جملات و کلماتش را انتخاب میکنم و به همه ی آنها دل می بندم و چنان می پندارم که گویی میلیون ها نفر ، نوشته هایم را میخوانند و به آن فکر می کنند ؛ اما افسوس که واقعیت چیز دیگری است. بازدیدکنندگان وبلاگ من تنها سر می زنند تا سری زده باشند و شاید هم اصلاً نوشته هایم را نخوانند ولی نظری میدهند تا من هم به وبلاگشان رفته و مطلبشان را نخوانده برایشان نظری بگذارم تا دلشان به هیچ خوش شود. اکثر وبلاگهای موجود این چنین حالتی دارند و هر کس در عمق علت وبلاگنویسیش بعقیده من ،در پی گفتن ناگفته های خودش است و سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشند را در وبلاگشان می گنجانند تا برایشان دوستی شود که محل رازشان باشد. حرف هایی که جزیی از شخصیت ماست و دوست داریم آن را به کسی بگوییم ولی چون نگفته ایم ، یا نتوانسته ایم بگویم یا نگذاشته اند بگوییم، به عقده ای در وجودمان تبدیل شده و اینجا سعی می کنیم عقده های خودمان را خالی کنیم تا شاید انسان سالمتری برای خودمان در درجه اول و شاید در درجه بعدی برای جامعه مان باشیم. ما با نوشته هایمان بدنبال اثبات عقایدمان نیستیم ،ما بدنبال ادبیات و سیاست و فرهنگ و علم و دانش نیستیم، ما ناخودآگاه در پی اثبات تنهایی خود هستیم و به همین خاطر است که می نویسیم و نظر بقیه برایمان اهمیت می یابد تا دلمان شاد شود به اینکه کسانی هستند که برای ما و فکر ما اهمیت قائل می شوند. ما در اینجا فقط و فقط میخواهیم که تنها نباشیم، همین و بس!

اُغـلـُن- 2/اردیبهشت/87

نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:38  توسط اُغلُن  | 

می دانم که دوستش دارم

ولی نمی دانم که دوستم دارد

و نمی دانم چرا دوستش دارم

و از کی دوست می دارمش.

شاید اینها خیلی مهم باشند

شاید هم اصلاً اهمیتی نداشته باشند

شاید به زودی همه اینها را فراموش کنم

شاید هم نکنم

شاید کسی را بتوانم بیشتر از او دوست بدارم

شاید هم هیچ وقت هیچ کس را اینچنین دوست ندارم

شاید این راه من کاملاً اشتباه و تباه باشد

و شاید هم بهترین باشد

شاید شما جواب سوال های من را بدانید

ولی من نمی دانم.

 

"اُغـلُن-2/2/87"

نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:50  توسط اُغلُن  | 



 

 استفاده از کلیه مطالب این وبلاگ ،تنها با ذکر منبع بلامانع خواهد بود.