در جامعه ما اغلب افرادی که به اینترنت دسترسی دارند از طریق Dial-up به اینترنت مرتبط می شوند که حداکثر سرعت و در بهترین شرایط از 52 k فراتر نمی رود و ما ایرانیان، آنچه بیش از همه در اینترنت دیده ایم پیام Please wait است و شاید تنها صفحه ای که خیلی زود چشمانمان به جمالش روشن میشود ،صفحه اول Google است که در مدتی نزدیک به 5 تا 10 ثانیه باز می شود. ما حتی حداقل باید 20 دقیقه از عمر شریف یکبار مصرفمان را برای باز کردن inbox ایمیلمان بگذارایم و البته یادمان هم نمی رود که وقت طلاست و شاید به همین خاطر هم هست که شرکت مخابرات، لطف بزرگی به ما کرده است و اجازه داده که خطوط ADSL هم به مردم عادی عرضه شود، آن هم با سرعت سرسام آور حداکثر 128K. جالب اینجاست که از لحاظ عرف بین المللی این خط جزو اینترنت پرسرعت محسوب نمی شود وADSL باید حداقل یک مگابایت در ثانیه را ساپورت کند که ما باید ده برابر بیشتر زور بزنیم تا به حداقل آن برسیم و جهت اطلاع عرض میکنم که در ایران مصوبه ای وجود دارد که سرعت اینترنت بالای 128 کیلوبایت در ثانیه را ممنوع اعلام میکند. امروزه در غرب و اروپا سرعت متداول 4 مگابایت در ثانیه است(بطور مثال: انگلستان ، که از آنجا اطلاع دارم) و چند وقتی است که شرکت Virgin Media که از جمله شرکتهای سرویس دهنده اینترنت در انگلستان است، اعلام کرده که تا چهار سال آینده اینترنت خانگی را با سرعت 200 M به کاربران خود عرضه می کند. آن وقت ما همچنان خط تلفنمان را به پشت کیس کامپیوترمان وصل میکنیم و صبر می کنیم چرا که خداوند صابرین را دوست دارد و همه می دانند که ما دنباله رو پیامبران الهی هستیم و البته من فکر میکنم پیامبری که در جامعه ایران ظهور کرده زرتشت نبوده که ایوب ِپیامبر بوده و ما صبرمان را از ایشان به ارث برده ایم.
اغلن – 21 مردادماه 87
تعریف شغل (تبصره2 قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل):
منظور از شغل عبارت است از وظایف مستمر مربوط به پست ثابت سازمانی یا شغل و پستی که بطور تمام وقت انجام شود.
صدر اصل یکصد و چهل و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
رئیس جمهور ، معاونان رئیس جمهور،وزیران و کارمندان دولت نمی توانند بیش از یک شغل دولتی داشته باشند و داشتن هر نوع شغل دیگر در موسساتی که تمام یا قسمتی از سرمایه آن متعلق به دولت یا موسسات عمومی است...ممنوع است.
مصوبه مجلس شورای اسلامی(18فروردین87):
مجلس شوراي اسلامي ايران در اولين جلسه كاري خود در سال جدید در 18فروردین1387 طرحي يك فوريتي را تصويب كرد كه به موجب آن عضويت اشخاص شاغل در هر يك از قواي سه گانه را به عنوان حقوقدان در شوراي نگهبان ممنوع کرد.اين طرح به عنوان تبصره اي به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل مصوب سال 1373، تقديم مجلس شده بود. كليات اين طرح با 184راي موافق، 13راي مخالف، 3 راي ممتنع از مجموع 211نماينده حاضر تصويب شد.جزييات طرح يك فوريتي الحاق يك تبصره به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل نيز با 178راي موافق، 10راي مخالف و 6راي ممتنع از مجموع 210نماينده حاضر به تصويب نهايي رسيد. با تصويب نمايندگان مجلس و بر اساس ماده واحده اين طرح، عضويت تمامي اشخاص شاغل در هر يك از قواي سه گانه و موسسات دولتي يا وابسته به دولت كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام يا تصريح نام بوده و به هر مقدار از بودجه كل كشور استفاده مي كنند، در شوراي نگهبان به عنوان حقوقدان ممنوع است.يك فوريت اين طرح 28مردادماه سال گذشته در مجلس تصويب شده بود، اين طرح در حالي در مجلس تصويب شد كه كليات آن در كميسيون اجتماعي كه كميسيون تخصصي بررسي كننده آن بود، رد شده بود. اين ممنوعيت شامل اعضاي كنوني شوراي نگهبان كه قبل از اين قانون انتخاب شده اند نيز ميشود و چنانچه طي يك ماه پس از تصويب اين قانون استعفا ندهند از عضويت در شوراي نگهبان مستعفي شناخته مي شوند.
در حال حاضر دو حقوقدان شوراي نگهبان، غلامحسين الهام و ابراهيم عزيزي، مشاغل دولتي نيز دارند. آقاي الهام سخنگوي دولت، وزير دادگستري و رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز است و آقاي عزيزي معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور است.
نامه غلامحسین الهام به رئیس جمهور (خبرگزاری فارس/28فروردین87):
بسم الله الرحمن الرحيم
«الولايات مضامير الرجال»
حكومت ميدان مسابقه مردان است
نهجالبلاغه ـ حكمت 441
جناب آقاي دكتر محمود احمدينژاد
رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران
چنانكه استحضار داريد اينجانب در تاريخ 7/4/83 با اكثريت مطلق آراي نمايندگان مجلس هفتم به عنوان حقوقدان شوراي نگهبان منصوب شده و در تاريخ 25/11/85 از همين مجلس و در عين عضويت در شوراي نگهبان به عنوان وزير داگستري رأي اعتماد گرفتهام.
بلافاصله بعد از اخذ رأي اعتماد براي پاسخ به پرسش يكي از نمايندگان به كميسيون قضايي مجلس احضار و در مورد عضويت همزمان در دولت و شوراي نگهبان بر مبناي اصل 141 قانون اساسي مورد سؤال قرار گرفتم. پاسخ اينجانب به سؤالي كه مرتبط با وظايف وزير دادگستري نبود، مورد تأييد اكثريت قاطع اعضاي كميسيون واقع شد.
حافظه ملت ايران گواهي ميدهد كه در طول قريب سي سال نظام جمهوري اسلامي، پيوسته حقوقدانان شوراي نگهبان در قوه مجريه يا قضائيه، در سطوح عالي مديريتي از وزارت، معاون اول، معاون نخستوزير، مشاور رئيسجمهور، معاون رئيس قوه قضائيه، مشاور قوه قضائيه، قاضي عاليرتبه و امثال آن، همزمان عضويت داشتهاند و اين امر در مورد همه حقوقدانان در طول اين مدت بلااستثنا صادق بوده است و تا كنون ترديد و يا تشكيكي در مغايرت اين امر با اصل 141 قانون اساسي وجود نداشته است.
معالوصف بعد از انتصاب اينجانب به وزارت دادگستري و به ويژه انجام وظيفه به عنوان سخنگوي دولت، انتقاد و يا تبليغات مخرب از سوي رسانههاي منتقد و مخالف دولت، صدا و سيماي جمهوري اسلامي و برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي اوج گرفت، به خصوص تبليغات صدا و سيما شبهات فراواني در اذهان ايجاد كرد، به نحوي كه مجلس در مورد اينجانب مبادرت به وضع قانون نمود و سيماي جمهوري اسلامي بر اين شأن تصويب، تصريح كرد.
نسبت اينجانب با دولت كريمه و خدمتگزار، نسبتي اعتقادي است. حمايت و محبوبيت وسيع مردمي جنابعالي متكي بر گفتمان شماست كه گفتمان امام راحل (ره) و احياي آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي به ويژه عدالت است.
حمايت مقام معظم رهبري مدظله از اين گفتمان، قويترين و بيسابقهترين حمايت گفتماني و فكري نسبت به همه دولتها،تا كنون است. اين امر مسئوليت همگان را در تقويت و حمايت اين دولت مضاعف ميكند. روحيه استكبارستيزي، حق جويي و عدالتخواهي توحيد محور، شجاعت و صراحت، منطق و استدلال، از جنابعالي به عنوان نماينده ملت بزرگ و عظيم ايران اسلامي، چهرهاي محبوب و با نفوذ در عرصه جهاني ساخته كه موجب عزت و سربلندي تاريخي كشوري است كه نظام آن وديعه امام راحل و مبتني بر خون پاك هزاران شهيد مخلص است.
اينجانب حمايت و هر نوع تلاش براي ترويج و بسط و تحكيم چنين آرماني الهي و اسلامي را براي خود افتخار و آن را جهادي عقيدتي ميدانم كه در برابر اين عظمت «سر و جان را نتوان گفت كه مقداري هست».
اين موضوع اختصاص به حضور در دولت و مسئوليتي كه جز امانت و ميدان آزمون آدميان نيست، ندارد. در هر جا و با هر امكاني خود را سرباز عقيدتي چنين جبههاي ميدانم.
اينك كه اين مصوبه از تصويب مجلس گذشته، اگر چه هنوز، نظر شوراي نگهبان در مورد آن اعلام نشده، به اين منظور كه رويه سي ساله كه هيچگاه بر آن خدشه نشده، شكسته نشود و شايد با كنارهگيري اينجانب از مسئوليتهاي دولتي مجلس محترم از صرف وقت فراوان در بهم زدن معيارهاي تثبيتشده، منصرف شود، آمادگي خود را براي كنارهگيري از مسئوليتهاي دولتي اعلام ميدارم. از خداوند متعال توفيق پايداري بر مباني اسلام ناب محمدي (ص) و حركت در خط امام و رهبري و حسن عاقبت مسألت دارم.
دوام عزت و پايداري و توفيق شما را در خدمت، از حضرت احديت آرزومنديم.
غلامحسين الهام
وزير دادگستري و سخنگوي دولت
نظریه شورای نگهبان در مورد مصوبه مجلس:
سخنگوي شوراي نگهبان گفت: «طرح الحاق يك تبصره به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل مصوب 1373» مغاير با قانون اساسي و داراي ابهام است.
به گزارش پايگاه اطلاعرساني شوراي نگهبان، دكتر كدخدايي در نشست خبري خود با اصحاب رسانهها تصريح كرد: اين مصوبه كه در جلسه مورخ 18فروردين ماه 1387 مجلس شوراي اسلامي تصويب شده بود، در جلسه مورخ چهارم ارديبهشت1387 شوراي نگهبان مورد بحث و بررسي قرار گرفت و اين شورا ايرادهاي زير را در اين طرح تشخيص داد:
1- صدر تبصره الحاقي مغاير اصول 91 و 141 قانون اساسي شناخته شد و همچنين قسمت اخير تبصره الحاقي در خصوص اعضاء كنوني شورا مغاير اصل 91 قانون اساسي است.
2- از جهت اينكه آيا ممنوعيت مزبور شامل مشاغل آموزشي هم ميگردد يا خير ابهام دارد پس از رفع اظهار نظر خواهد شد.
جواب نامه الهام از جانب رئیس جمهور(خبرگزاری فارس/21اردیبهشت87):
بسمه تعالي
برادر خوبم جناب آقاي دكتر الهام
وزير محترم دادگستري
نامه شفاف و گوياي شما را دريافت كردم، يك بار ديگر شما را به عهدي كه بستهايم توجه ميدهم. قرار بود در راه خدمت به مردم و اصلاح اساسي امور و پيگيري اهداف بلند، مقاوم و صبور باشيم. بديهي است هر چه جلوتر ميرويم فشارهاو بي انصافيهاي برخي بيشتر مي شود و شما بايد تحمل كنيد. يادتان بيايد بر بزرگان ما در همين دوران انقلاب از سوي خودخواهان و مخالفين عدالت و پاكي چه آورده اند .
ياد مرحوم شهيد بهشتي و ياد شهيدان رجايي و باهنر و ديگران آرامش بخش است . بالاتر ، ما بايد همواره غصه اهل بيت (عليهم السلام ) را بخوريم و غريبي امام عصر(عجل الله) را در خاطر داشته باشيم .
چه بسيار مدعيان ارزش ها و حتي دين داري كه در وقت آزمايش، دنيا طلبان حرفه اي و خودخواهان غرق شده در دنياي آرزوهاي كوچك مادي، از كار در مي آيند .
يادتان باشد امسال سال سخت تري است، از يك سو بايد تلاش ها ثمر دهد، شكوفا شود و در خدمت مردم و كشور قرار گيرد و از سوي ديگر هجوم خود خواهيها و قدرت طلبي ها و مانع ساختنها در راه است ، رمز موفقيت در راه كمال و حضور در دولت عشق و مهرورزي ، توكل و تحمل است .
اينجانب به اخلاص و فداكاري و اهتمام شما در راه خدمت به بي منت به ملت بزرگ ايران واقفم و شما را برادري دلسوز و پرتلاش مي دانم كه در راه خدمتگزاري شب از روز و سر از پا نمي شناسيد.
ملت بزرگ نيز نشان دادهاند كه قدردان و قدر شناساند و صد البته اگر جمعي را كمر بسته خدمت صادقانه بيابند، از اشتباهانت اندك آنان در مي گذرند و از آنان حمايت حواهند كرد. پس اي برادر توكل كن و تحمل.
تهیه و تنظیم : اُغــلـُن-24اردیبهشت87
منابع مورد استفاده :
- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
- حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران)جلد 2-دکتر سیدمحمد هاشمی-تابستان86)
... من متخصص انقلاب نیستم ولی هیچ وقت چشمم از انقلاب خود انگیخته آب نخورده. انقلاب خود انگیخته مثل ارتش بی فرمانده بیشتر به درد شکست خوردن و برای اشغال شدن و گزک به دست دشمن دادن می خورد تا شکست دادن و دمار از روزگار دشمن بر آوردن. ملتی که حافظه ی تاریخی ندارد انقلابش به هر اندازه هم که از لحاظ مقطعی « شکوهمند » توصیف شود در نهایت به آن صورتی در می آید که عرض شد.یعنی در نهایت امر چیزی ارتجاعی از آب در می آید. یعنی عملی خلاق صورت نخواهد داد. در برابر بیداد مغ ها و روحانیون زردشتی که تسمه از گرده اش کشیده اند فریب عرب ها را میخورد. دروازه ها را به رویشان باز میکند ، و دویست سال بعد که از فشار عرب به ستوه آمد و نهضت تصوف را براه انداخت دوباره فیلش یاد هندوستان می کند و عناصر زردشتی را که با آن خشونت دور انداخته پیش می کشد و از شباهت جقه ی انار به تاج کیانی برای سوزاندن دماغ عرب ها طرح اسلیمی می آفریند.هنرش پیش میرود ولی جامعه در عمل واپسگری میکند. شاه اسماعیل به دلایل سیاسی می افتد وسط مملکت که مملکت را شیعه کند ( کاری که فرض کنیم از لحاظ سیاسی بسیار خوب است زیرا کشور را از اضمحلال نجات می دهد) ولی این کار به بهای سنگینی تمام می شود : به قیمت از دست رفتن فرهنگ و هنر و دانش در ایران ، و از آن جمله به بهای جان حدود نیم میلیون نفر آدمیزادی که حاضر به قبول مذهب دیگری نیستند و نمی خواهند دست از سنّیگری بردارند و توی اذانشان بگویند علی ولی الله. اما همین توده که از ترس شمشیر شیعه شد یا تظاهر به شیعه گری کرد چندی بعد به کلی موضوع را از یاد می برد و چنان تعصبی جانشین حافظه ی تاریخیش می شود که بیا و تماشا کن! حتی قبول می کند که اگر پنج سنّی بکشد یکراست راهی بهشت می شود. به شاهش که ضمناً ریاست مذهبی هم دارد و لقب خودش را گذاشته کلب آستان علی می گوید مرشد کل و در رکابش برای اعتلای دین شمشیر می زند و جهانگیری می کند ، حال آنکه مرشد کل شب و روزش به میگساری می گذرد و برای دست یافتن به زن شرعی پادشاه فلان کشور ،خاک آن کشور را به توبره می کند!
...
شما حق ندارید به هیچ یک از احکام و آیه هایی که از گذشته به امروزه رسیده و چشم بسته آنها را پذیرفته اید ایمان داشته باشید. ایمان بی مطالعه سد راه تعالی بشری است. فقط فریب و دروغ است که از اتباع خود ایمان مطلق می طلبد و به آنها تلقین می کند که اگر شک آوردید روی تان سیاه میشود؛ چرا که تنها و تنها شک است که آدمی را به حقیقت می رساند.
برگرفته از سخنرانی احمد شاملو در هشتمین کنفرانس مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران- آوریل 1990- برکلی،کالیفرنیا
... حقایق و واقعیات وجود دارند و آنجا هستند توی شاهنامه،توی سنگ نبشته ی بیستون ، توی دیوان حافظ،توی کتابهایی که خواندنشان را کفر و الحاد به قلم داده اند، توی فیلمی که سانسور اجازه ی دیدنش را نمی دهد و توی هر چیزی که دولتها و سانسورشان به نام اخلاق، به نام بدآموزی ، به نام پیشگیری از تخریب اندیشه و به هزار نام و هزار بهانه ی دیگر سعی می کنند توده ی مردم را از مواجهه با آن مانع شوند. در هر گوشه دنیا ، هر رژیم حاکمی که چیزی را ممنوع الانتشار به قلم داد من به خودم حق می دهم که فکر کنم در کار آن رژیم کلکی هست و چیزی را می خواهد از من پنهان کند.
پاره ئی از نظام ها اعمال سانسور را با این عبارت توجیه می کنند که :« ما نمی گذاریم میکرب وارد بدن مان بشود و سلامت فکر ما و مردم را مختل کند.» آنها خودشان هم می دانند که مهمل می گویند. سلامت فکری جامعه فقط در برخورد با اندیشه مخالف محفوظ می ماند.تو فقط هنگامی می توانی بدانی درست می اندیشی که من منطقت را با اندیشه ی نادرستی تحریک کنم. من فقط هنگامی می توانم عقیده سخیفم را اصلاح کنم که تو اجازه ی سخن گفتن داشته باشی. حرف مزخرف خریدار ندارد، پس تو که پوزه بند به دهان من می زنی از درستی اندیشه ی من ، از نفوذ اندیشه ی من می ترسی. مردم را فریب داده ای و نمی خواهی فریبت آشکار شود.نگران سلامت فکری جامعه هستید؟ پس چرا مانع اندیشه ی آزادش می شوید؟ سلامت فکری جامعه تنها در گرو همین واکسیناسیون بر ضد خرافات و جاهلیت است که عوارضش درست با نخستین تب تعصب آشکار می شود. برای سلامت عقل فقط آزادی اندیشه لازم است. آنها که از شکفتگی فکر و تعقل زیان می بینند جلو اندیشه های روشنگر دیوار می کشند و می کوشند توده های مردم احکام فریبکارانه ی بسته بندی شده ی آنان را به جای هر سخن بحث انگیزی بپذیرند و اندیشه های خود را بر اساس همان احکام قالبی که برایشان مفید تشخیص داده شده زیر سازی کنند. توده ئی که بدین سان قدرت خلاقه ی فکری خود را از دست داده باشد برای راه جستن به حقایق و شناخت قدرت اجتماعی خویش و پیدا کردن شعور و حتی برای توجه یافتن به حقوق انسانی خود محتاج به فعالیت فکری اندیشمندان جامعه ی خویش است زیرا کشف حقیقتی که این چنین در اعماق فریب و خدعه مدفون شده باشد ریاضتی عاشقانه می طلبد و به طور قطع می باید با آزاد اندیشی و فقدان تعصب جاهلانه پشتیبانی بشود که این هم ناگزیر در خصلت توده ی گرفتار چنان شرایطی نخواهد بود.
برگرفته از : نگرانی های یک شاعر (احمد شاملو)
مرحوم احمد شاملو :
... برای مبارزه با جهل وتعصب، بایستی باورها و اعتقادات مردم را تغییر داد و یکی از آنها باور غلطی است که ما به «شاهنامه» پیدا کردهایم. شاهنامه پر از جعل واقعیتهاست ... فردوسی، همنژادپرست و فئودال بود و کاری که در شاهنامه کردهاست عبارت است از دفاع از طبقه و گروه خودش...اگر فردوسی اشتباه کرده يا ريگى بهکفش داشته و اسطورهى ضحاک را به آن صورت؛ جازده، حتا طبقهى تحصيل کرده و مشتاق حقيقت ما نيز حکم او را مثل وحى منزل پذيرفتهاند... اين نمونهها را آوردم تا آگاه باشيد چه حرامزادگانی بر سر راه قضاوتها و برداشتهاى ما نشستهاند.
منابع: 1- سخنرانی در دانشگاه برکلی آمریکا؛ 2- کیهان سلطنت طلب،چاپ لندن،شماره ۲۹۹،مورخ6/2/1369

زن و محدودیت از دیدگاه مولانا جلال الدین رومیرض
« زن چه باشد؟عالم چه باشد، اگر گویی و اگر نگویی او خود همان است و کار خود رها نخواهد کرد،بلکه به گفتن(اثر نکند و)بتر شود. مثلاً نانی را بگیر زیر بغل کن و از مردم منع می کن و می گو که البته این را به کس نخواهم دادن، چه جای دادن(که نخواهم نمودن) اگر چه بر درها افتاده است و سگان نمی خورند از بسیاری نان و ارزانی،اما چون منع آغاز کردی همه خلق رغبت کنند و دربند آن نان(گردند و در شفاعت و شناعت آیند که البته خواهیم که آن نان را) که منع می کنی و پنهان می کنی ببینیم. علی الخصوص که نان را سالی در آستین کنی و مبالغه و تأکید می کنی در نادادن و نانمودن،رغبتشان در آن نان از حد بگذرد که الانسانُ حریصٌ عَلی ما مُنِع. هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو ورا دغدغه خود را نمودن بیشتر شود و خلق را از نهان شدن او رغبت به آن زن بیش گردد، پس تو نشسته ای و رغبت را از دو طرف زیادت میکنی و می پنداری که اطلاح می کنی، آن خود عین فسادست. اگر او را گوهری باشد که نخواهد که فعل بد کند اگر منع کنی و نکنی او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن،فارغ باش و تشویش مخور و اگر به عکس این باشد باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن. منع جز رغبت را افزون نمی کند علی الحقیقة.» فیه ما فیه، صص 78-77
داشتم در دنیای بیکران اینترنت پرسه میزدم که به این مطلب برخوردم ؛ (منبع : ویکی پدیا)
«انگلها به جهل و تعصب توده دامن میزنند. فاشیسمی جانشین جانشین دیگر میشود که قالبش یکی است، شکلش یکی است، عملکردش یکی است. چماق و تپانچهاش یکی است. چماق و تپانچه و زندانش همان است فقط بهانههایش فرق میکند. هر بار حرکتی در جامعه صورت گرفته که ظاهرش تغییراتی بنیادی را نوید داده ولی در نهایت امر حاصلی جز این به بار نیامده است که جلادی به جای جلادی و جاهلی به کرسی جاهلی بنشیند یا سفاکی تازه جانشین سفاکی پیشین شود. »

چیز شگفت انگیز درباره آمریکا این است که سنتی را آغاز کرده که در آن ثروتمندترین مشتریان دقیقا همان چیزی را میخرند که فقیرترینشان. شما میتوانید کوکاکولا را در تلویزیون ببینید و میدانید که رئیس جمهور کوکاکولا میخورد، الیزابت تایلور کوکاکولا میخورد، و فکر کنید، شما هم میتوانید کوکاکولا بخورید. کوکا همان کوکاست و با هیچ مقداری از پول نمیتوانید کوکایی بهتر از آنچه داشته باشید که یک ولگرد در گوشهای میخوره. همه کوکاها یکسان هستند و همه آنها خوب. این را الیزابت تایلور میداند، رییس جمهور میداند، ولگرد میداند و شما هم میدانید.
(اندی وارهول)

اينک من از دنيا ميروم بيست وپنج کشور جزء امپراتوري ايران است. و در تمام اين کشور ها پول ايران رواج دارد وايرانيان در آن کشور ها داراي احترام هستند . و مردم کشور ها در ايران نيز داراي احترام هستند
جانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين کشور ها بکوشد . وراه نگهداري اين کشور ها آن است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از اين دنيا مي روم تو دوازده کرور در يک زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت تو ميباشد .
زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي . من نمي گويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن ، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبار ها را که از سنگ ساخته مي شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبار ها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و توبايد بعد از من به ساختن انبار هاي غله ادامه بدهي تا اينکه همواره آذوقه دو و يا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد .
و هر ساله بعد از اينکه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبار ها براي تامين کسري خواروبار از آن استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوغه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود .
هرگز دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است . چون اگر دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي .
کانالي که من ميخواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند
اکنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار کند ، ولي فرصت نکردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني . با يک ارتش قدرتمند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند .
توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما .
هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن ، و براي اينکه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون ماليات وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت .
افسران وسربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بدرفتاري نکن . اگر با آنها بد رفتاري کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بيشتر شود ، تو با اطمينان بيشتري ميتواني سلطنت کني . همواره حامي کيش يزدان پرستي باش . اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد و از هر کيش که ميل دارد پيروي نمايد .
بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم . بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که من خود فراهم کرده ام بر من به پيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزماني که ميتواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، که من پدر تو پادشاهي مقتدربودم و بر بيست وپنج کشور سلطنت ميکردم ،مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد . زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد ، خواه پادشاه بيست وپنج کشور باشد خواه يک خارکن و هيچ کس در ان جهان باقي نخواهد ماند .
اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني ، غرور وخود خواهي برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي ، بگو قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ينکه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند .
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعي وهم قاضي نشو اگر از کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد . و راي صادر نمايد . زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار . زيرا که اگر از آباد کردن دست برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا اين قاعده است که وقتي کشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازي را در درجه اول قرار بده .
عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولي عفو بايد فقط موقعي بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ظلم کرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .
بيش از اين چيزي نميگويم اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اينجا حاضر هستند ، کردم . تا اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را کرده ام و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميکنم مرگم نزديک شده است .

