چندی وقتی است هر شب آقایی چاق و تپل و عینکی ، خسرو معتضد نام درشبکه دو حاضر میشود و برای مردم داستان تعریف میکند هرچندکه در معرفی ایشان در زیرنویس برنامه مورخ درج می شود اما من
معتقدم مورخ به کسی می گویند که تاریخ را آنگونه که هست نه آنگونه که ما می خواهیم روایت کند ، وظیفه یک مورخ بیان بدی همراه با خوبیهای گذشتگان است. اما معتضد هر شب نزدیک به 10 دقیقه آنچه باب میل حاکمین است بر زبان می راند. من طرفدار و وابسته به هیچ گروهی نیستم و در مقام دفاع از نظام سیاسی خاصی هم برنمی آیم ولی به هر حال نمی توانم ببینم آنچه با نام تاریخ به مردم عرضه می شود یک سری دروغ و خیالبافی است. زمانی که آقای معتضد در مورد اقدامات رضاشاه پهلوی سخن میگفت اوج فاصله گیری وی از وظیفه اش بود. اگر وقت اجازه می داد و وضعیت درس هایم سبکتر بود حاضر بودم هر شب مستند و مستدل خلاف گفته هایش را اثبات کنم(هر چند که او باید گفته هایش را اثبات کند نه من). این آقای مورخ در مورد راه آهن سراسری کشور که رضاشاه آن را صرفاً با اتکا به درآمدهای مالیاتی و بدون بهره گیری از منابع نفتی طی چندسال کوتاه احداث کرد و بندرشاه (بندرترکمن) واقع درساحل دریای خزر را به بندر شاهپور(بندر خمینی) در خلیج همیشه فارس متصل کرد ، بیان میداشت که حتی یک نکته مثبت در آن دیده نمی شود. ولی به نظر من یک پسربچه دبستانی هم میتواند نقش مهمی را که متصل شدن دریای خزر به آبهای آزاد در جنوب کشور ایفا میکند را درک کند . اما آقای معتضد یا خود نمی فهمد یا مخاطبینش را نفهم انگاشته است. جالب اینجاست که هر جلسه هم قبل از تعریف داستانش یکی دو دقیقه در مورد اینکه همه مردم کشور از من تعریف می کنند و به من علاقه دارند و ... صحبت میکند و جالبتر اینجاست که مخالفینش را افرادی بی سواد و مزدور و خائن و ... قلمداد میکند ،حتی یکبار افراد امثال من را که تحمل شنیدن اکاذیبش را نداشتیم، حشرات الارض خطاب کرد. مطمئناً لقب نهادن برای خسرو معتضد کار سختی نیست و میشود بدون هبچ گونه تأملی و بصورت بداهه القاب مختلفی برای او گذارد اما به هرحال نبایستی فراموش کنیم که از کوزه همان برون تراود که در اوست.
اُغـلُن- هشت خرداد 87

