تبليغاتX
خودم ، بی نقاب : وبنوشته های اغلن

ما در این لاینی که حرکت می کنیم همه اتومبیلها به سمت ما می آیند، عقل سلیم حکم میکند که احتمالاً ما اشتباه حرکت می کنیم ولی رانندۀ ما اصلاً توجهی به این مسائل ندارد و آنچه به ما می گوید این است که راه ما درست است و همه آنهایند که اشتباه می کنند و معمولاً یکی دوتا فحش هم بارشان می کند... راننده خود رانندگی نمی کند ، او فقط می گوید که شما از همین مسیر بروید و کاری هم به این کارها نداشته باشید.کمک راننده ها رانندگی را عهده دارند و هر چندساعت یکبار بطور منظم عوض می شوند ،البته خیلی فرقی هم نمی کند که کدامیک از آنان فرمان اتومبیل را در دست بگیرد ، یکی تندتر و خطرناک تر می رود یکی آهسته و آرام تر. برای مسافرین هم مثل اینکه خیلی اهمیتی ندارد ،فقط بعضی از آنها زیر لب غرغر می کنند ،بقیه هم خوابیده اند.من از این رانندگی می ترسم ، اگر الآن تصادف نکنیم چندساعت دیگر تحقق حادثه حتمی است.من فقط می توانم به کناردستیم و همراهان جلویی و عقبیم و هر آنکه گوشش با من است بگویم که چه خبر است ،کار دیگری از من ساخته نیست؛ مگر آنکه خدا معجزه کند و ما را زنده از اینجا برهاند که باز عقل من حکم میکند که خدا معجزه ای نخواهد کرد مگر با دست خودمان.

اُغـلُن- سی ام خرداد87

نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 23:39  توسط اُغلُن  | 



 

 استفاده از کلیه مطالب این وبلاگ ،تنها با ذکر منبع بلامانع خواهد بود.